09385894038 naziri.mohsen@gmail.com

درباره‌‌ی من

درباره‌‌ی من

ب محسن نظیری

این صفحه قرار است اطلاعاتی در خصوص من ارائه بدهد…

 

سلام محسن نظیری هستم

زاده ی اهوازم، ساکن اهواز گرمترین و آلوده ترین شهر دنیایی کره ی زمین از منظومه ی شمسی خانم.

در کتاب‌ فال نوشته بود: متولدین ۲۰ تمین روز از خرداد ماه موجودات کنجکاور و جسوری هستند؛ موجوداتی کمیاب و در حال انقراض.

دوران طفولیت با شور وصف ناشدنی تجربیات و بازهای کودکانه گذشت. مدرسه جز اتلاف وقت، دوست های صمیمی و خوبی به من هدیه داد، و زمان آنها را از من جدا کرد.

خوش ترین و لذت بخش ترین زمان زندگی ام در نوجوانی سپری شد تا توانستم دوستانی فراتر از محدودی زمانی خود پیدا کردم تا تجربیات متفاوتی از زندگی به من بیاموزند؛ یادگیری خواندن،  از این دوران شروع شد؛ قبل از آن من نمی‌خواندم، اولین کتابی که خواندم از حسن مصباح بود به نام خداوند الموت؛ تاریخ، مذهب و فرهنگ را با این کتاب مرور کردم- حس خواندن در شب های سرد زمستانی لذت بخش بود و این فعل را بارها و بارها تکرار کردم. خواندن کتاب های جایزه دار و معروف آن سال‌ها، من را از درس فارغ کرده بود و آخر سال بلاجبار پای میز معلم های خصوصی یکی پس از دیگری نشستم تا قبول شدم و توانستم با عمو غول کنکور دوست شوم. دوستی شوم که پولمان را هورت می کشید. در این زمان تشنج های روانی ام جز با خواندن ارضا نمی شدند. لپ های طبع ادبیات و شعرم گل انداخت و شیرین شدم. موزیک، ساز و هر آنچه هنر بود را عاشقانه می پرستیدم و کنجکاوانه مزه می کردم.

بچه ی شر و شیرینی بودم  و نمی توانستم به ایده ها و آرزوهام برسم راه ورزش را انتخاب کردم. اسکواش ورزش پر تحرک و در عین حال متفکرانه ای بود که روحیه مبارزه فعال را پرورش  می داد تا  در سخترین شرایط تصمیم بگیرم و اقدام کنم، اما نیاز هیجان من رو ارضا نمی کرد. پارکور به دلیل فعالیت انفجاری و روحیه ی هیجان طلبی من بیشتر با من سازگار بود؛ روزهای اول خیابون بود و تنهایی و زمان پروراندم و دوستانی پیدا کردم، از خیابان جمعمان کردن، پایمان به باشگاه های خصوصی هم باز شد و از آنجا به خانه ژیمناستیک بازتر. بعدها نیاز به ورزش رزمی در کنار پارکور پیدا کردم؛ با هماهنگی یکی از دوستانم که در بخش نظامی کشور فعالیت داشت وارد این رشته شدم و چند وقتی رو به فراگیری زیر نظر چند استاد(سنسی) گذراندم. ” من و آب سال هاست رابطه ای صمیمانه با هم داریم و تنها شناست که می تونه تمام انرژی رو از من بگیره”.

دوران دانشجویی من همراه بود با اسکیزوفرنی شدید و عدم هارمونی اعتقادی، پس نیاز بود تا با منطق آشنا شوم، دکتر مطهری را عاشقانه میپرستم.

در ادامه خواهید خواند….

  • مرداد ۵, ۱۳۹۵

بامن از طریق تلگرام در اتباط باشید

متصل شدن